«میخواستم برایت
گل بیاورم. گفتم گل حال رفتن دارد. حال فرودگاه دارد. دوست نداشتم.»
مکزیمایزها، باید به تمام عواقب فکر کنند و بهترینش را ترتیب اثر دهند. من ستیسفایر ولی، دوست داشتم مانایی به من بدهی، که بشود توسلگاه من به تو و تمام باقی متعلقاتم.
«یه بار دیگر ببینمت، یه کتاب پیش من داری.»
وقت ندارم؟
«نه ... وقت ندارم. بد قول میشم.»
برود برای سال دیگر، تابستان.
میفهمی چه میگویی؟!
سال دیگر؟
12 ماه؟
365 روز؟
مگر میشود انقدر خالی؟
برچسب: فراهانی,گل,گلاره عباسی,گل گاوزبان,گلشیفته,گل نرگس,گل رز,گلشيفته فراهاني,گلستان,گل گلدون من,
نویسنده: نوید رستگار
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 13:39