دزدیده چون جان - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:50
دزدیده چون جان جزء ۲۸۳ام به سمتش کشیده میشود. جزء ۱۲۳ام و بعد ۷۶ام، همراهیاش میکنند. اجزاء-به-سمتش-کشیده-شده، کل را به حرکت در میآورند. جزء ۹۷ام از خواب بیدار میشود. دستپاچه میشود. با تمامِ توان کل را به عقب میکشد. کل حرکت نمیکند. جزء ۹۷ام، اجزاء ۴۵ام و ۵۳ام را بیدار میکند که همراهشاش کنند. کل به عق...
۲۴ - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 13:16
دوری. تولد. کیکِ واقع در تهران. منِ واقع در لسآنجلس. اشک. ۵ دقیقه. شمع. اشک. آرزو. ۳. ۲. ۱. فوت. کیکِ دوم. واقع در مارینادلری. فوت. خنده. کم. خنده. رقیق. دوستان. دلگرمی. تعلق. آرزو. ۳. ۲. ۱. فوت. کادو تولد. گوشواره. پاندا. گوشواره. دستبند. کیندل. ماگ. تولد. دست. بادکنک. الویه. بهانه. تولد. غریبه. سر...
انتظار - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 13:16
صبح در حالی که شارژ گوشیم ۱۰۰٪ بود از خونه اومدم بیرون. چون با استادم میتینگ داشتم و کلی استرس داشتم دیر برسم، یادم رفت «کلید خونه» و «کارت ورود به ISI به همراه کلید لب» رو بردارم. با اوبر رسیدم ISI. خوشبختانه برای این مواقع راهحل اندیشیدن. میری طبقه ۱۰ بهشون میگی بهت یه کارت موقت بدن که بتونی باهاش...
به وقتِ ۳ آبان - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 13:15
در اولین برخوردهایم با نازگل، متوجه تفاوت عجیبِ شخصیتمان شدم. او عاشق رنگِ سیاه است و تقریبا ۷۰٪ وسایلش را رنگ سیاه تشکیل میدهد، من از سیاه-گریزانای هستم که حتی برای شرکت در مراسم ختم هم لباس از مامان یا خالهها غرض میگرفتم. این را در مراسم عاشورای حسینی یادم میافتد. میخواهم در مراسمی شرکت کنم و حتی ...
ما بندگانِ عادت - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 7:17
سکوتِ شب. صدای CPU لپتاپ که دارد سنگین بودن محاسباتش را، سرم داد میزند. لذتِ گاز زدنِ هندوانه بعد از تمام شدن «فقط یک صفحهی دیگه ...» از مقاله. نگرانِ نداشتن غذا. همیشه انتخاب ماکارونی به عنوان غذایی که در نمودار Impact-Effort بهترین جایِ ممکن قرار دارد. خستگی و درست کردن سالاد و انتخاب رنگ سبزیجاتِ...
دلسبزی - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 9:15
گاهی اوقات چه بذر ارزشمندی در قلبت میکارند. بذری که شاید در لحظهای که به تو تقدیم میشد، خیلی ارزشمند به نظر نمیرسید. بعدها که خلاء و نیستی به تو حمله کرد، بعدها که داشتی در پوچ دست و پا میزدی، سبزی در قلبت جوانه زده و ایمنت میکند از به قهقرا رفتن. و در اعماق قلبت _ در اعماقِ قلبت که کسی از آن خبردار...
به نام پنج - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:39
آدمها عوض میشوند. با شیبهای متفاوت. بعد از پنج سال ولی مجموع شیبش توی ذوقت میخورد. وقت هماهنگ شدن با تغییرات شیب را نداشتهای و به ناگاه ترک میخوری از این تغییر ناگهانی. بعد از پنج سال، ریحانه و مونو رو میبینم. پنج سال سیلی میزند توی صورتم که بیدار شوم. بیدار میشوم از این خواب شیرین و پناه میبرم به آ...
گل - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:39
«میخواستم برایت گل بیاورم. گفتم گل حال رفتن دارد. حال فرودگاه دارد. دوست نداشتم.»مکزیمایزها، باید به تمام عواقب فکر کنند و بهترینش را ترتیب اثر دهند. من ستیسفایر ولی، دوست داشتم مانایی به من بدهی، که بشود توسلگاه من به تو و تمام باقی متعلقاتم.«یه بار دیگر ببینمت، یه کتاب پیش من داری.»وقت ندارم؟«نه ....
خیابان شهید نامجو - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
روزی اگر دخترکی را دیدید که اشک میریزد و در خیابان راه میرود و با چشمانش دیوارها و آدمها و مغازهu200eها را میبلعد، فکر نکنید که دیوانه است. دخترک در حالِ گریستنِ دلتنگیu200eهای احتمالیu200e سالu200eهای آتی زندگیاش است. کشورم یا شهرم هیچوقت در من احساسِ تعلق به وجود نیاورد، ولی یک گوشهی قلبم عمیقا به...
به نامِ پدر ... به نامِ مادر - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
مرا به خاطر بسپار، این احساس لطیف پدر-مادرانه را. تلاش کن که پدرانگی و مادرانگیشان را جبران کنی. تلاش کن الگو باشند برای مادرانگیهایت. مرا به خاطر بسپار.
کافه - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
در کافه نشستهام.کنار پنجرهی رو به خیابان.غرق در افکار پریشان این روزهای کندن و رفتنام که درب کافه باز میشود و صدایش تمرکزم را بر هم میزند. تو از در وارد میشوی و بدون هیچ صحبتی روی صندلی روبروی من مینشینی.نمیشناسمت، نگاهت ولی ... آشناست. میخواهی بین رفتن و ماندن، مشکوکم کنی؟ بین رفتن و چشمهایت؟
به وقت پرواز - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
شهر در خواب و کوچهها مثل راهروهای زندان بهنظر میرسند. همهچیز دلهرهآور است. اینگونه که تاریکی در اشیا نفوذ میکند. فردا خورشید، روز پرکاری خواهد داشت. رسول یونان
از نازنینِ تهران، به نازنینِ آمریکا ... به گوشم! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
امروز رفتیم warehouse ... محلهش میشه همون «حسن آباد»ِ تهران. دیروز رفتیم از T.J.Maxx برای خونه کمی وسیله گرفتیم ... یاد روزهای آخری افتادم که با مامان رفته بودیم «سبزه میدون» برای گرفتن وسایل اولیه خونه ... که روزهای اول آواره کوچه خیابون نشیم. یه بار هم رفتیم Sears که تستر بگیریم ... فروشگاه سرپوشی...
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
عاشقِ آدمهای بیربطی میشویم. آدمهایی که جایز نیست عاشقان شویم. عاشق که شدیم میزنیم توی سر خودمان که «ای وای! به خاک سیاه نشستم!» بعد جنگ شروع میشود. باید انتخاب کنیم که با آن «جایز بودن» بجنگیم، یا «احساساتِ تازه متولد شده». بسته به قدرتِ عقل یا احساسمان، تصمیم میگیریم. و وای به حالِ روزی که کمر به ق...
عهد شکن - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
بغض از ساعت ۸ شب که مامان دارد برای آخرین بار موهایم را میبافد، گلویم را گرفته است. موهایم را که بافت، از پشت بغلم کرد. بعد صدای هقهق آمد. «مامااان ... باز داری گریه میکنی؟!» میگوید نه. میگوید خوشحال است که من انقد بزرگ شدهام. که من میخواهم پیشرفت کنم. میگوید فقط دلش تنگ میشود. یک دلتنگی مادرانهی عا...
آن سفر کرده - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:38
مامان در رسم مادر-دختری، ۱۲ کیلومتر فاصله تعریف نشده بود. باید الان کنارت میبودم، برای دوتایمان چای میریختم که بنشینیم کنار هم و درباره زمین و زمان حرف بزنیم و آسمان ریسمان ببافیم. الان ولی دوتایی دعا به جانِ مخترع واتساپ میکنیم و حرف میزنیم. قرار نبود هر بار خداحافظی کردنی خونبهدلت کنم. قرار نبود د...

برچسب‌های مرتبط

۲۴ اسفند | ۲۴ خرداد | ۲۴ live another day | انتظارك صعب | انتظارك صعب كلمات | انتظار الفرج | انتظار الحبيب | تیک تاک به نام پنجشنبه | دانلود اهنگ امیدجهان به نام پنجره | آهنگ جدید ولی به نام پنجشیر